فروش غذا و لوازم حیوانات خانگی و طوطی سانان فروش نور حرفه ای آکواریوم

تشکر تشکر:  882
لایک لایک:  806
مخالفت مخالفت:  0
صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 107
  1. #1
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013

    عکس های طوطی ها و پرندگان خانگی Shikra

    غذای menu مخصوص کاسکو و طوطی
    سلام به همه دوستان خوبم

    قصد دارم تعدادي از پرنده هايي كه تا به حال ازشون نگهداري كردم معرفي كنم .
    تا قبل از اينكه برم سراغ پرنده هاي خانگي ، به علت كار و رشته تحصيليم سر و كارم با حيوانات حيات وحش بود براي همين گاهي اوقات مجبور ميشديم كه پرنده هاي آسيب ديده را نگهداري كنيم.

    سارگپه: پيدا شده در منطقه حفاظت شده تالاب كاني برازان
    بعد از شش ماه نگهداري و ترميم پرها در طبيعت رها سازي شد.

    [IMG]
    [/IMG]


    [IMG]
    [/IMG]

    سارگپه : پيدا شده در منطقه حفاظت شده تالاب كاني برازان
    بعد از 8 ماه نگهداري و ترميم پرها در طبيعت رها سازي شد.اين سارگپه ها دوتا بودن يكيشون مرد...متاسفانه

    [IMG]
    [/IMG]

    بوتيمار كوچك : پيدا شده در شمال تهران
    به علت خستگي در مسير مهاجرت از گله اش عقب افتاده بود ، بعد از چند روز استراحت در جنوب تهران رها شد تا به گله اش برسه.


    [IMG]
    [/IMG]



    قمري : كه ديگه گفتن نداره...

    [IMG]
    [/IMG]

    دليجه ماده : پيدا شده در ارتفاعات جمشيديه
    بعد از سه ماه نگهداري ، چند وقت پيش در همان ارتفاعات رهاش كردم ... اين يكي كليه هاش مشكل داشت و دكتر برهاني كيا به دادش رسيد.

    [IMG]
    [/IMG]


    ویرایش توسط Shikra : 3rd May 2011 در ساعت 10:36 AM

  2. #2
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013

    طوطي هاي من



    حالا ميرم سراغ پرنده هاي خانگي


    قناري پشمك :

    [IMG][/IMG]

    كاكتيل پاني:
    اولين طوطي كه داشتم يك كاكتيل بود ... يك روز صبح من و يه تعدادي از دوستام كه اون موقع خيلي ادعاي طوطي شناسيشون ميشد با هم رفتيم دروازه غار ... من ميخواستم تيمنه بخرم و اونها هم طوطي هاي ديگه حالا ديگه سرتون را درد نميارم كه اونجا چه طوطي هايي بود و نبود ... و من نهايتا يك كاكتيل خريدم اون موقع كه اين كاكتيل را خريدم اصلا فرق بين كاكتيل جوجه و بالغ را نمي دونستم و مثل خيلي ها كه خودم امروز بهشون انتقاد مي كنم بدون مطالعه و آگاهي اقدام به خريد كردم از همه بدتر دوستاني كه همراهم بودند هم با وجودي كه كلي ادعاشون ميشد نفهميدند كه با انتخاب اين طوطي چه كلاه بزرگي سرمون رفته. كاكتيلي كه من گرفتم گردنش اصلا پر نداشت و دوستم اون را انتخاب كرد و بهم گفت جوجه است كه هنوز پرهاي گردنش در نيامده و بسيار هم سرحال و قبراق بود. من هم اسمش را گذاشتم پاني .....
    خلاصه چشمتون روز بد نبينه من سه ماه تمام با شوق و علاقه و عشق با اين طوطي كار ميكردم ، بردم واكسن زدم و براش شناسنامه گرفتم و بعد از سه ماه سر و كله زدن فقط اينقدر رام شده بود كه مي آمد روي دستم و از دستم غذا ميگرفت بعد كه غذا يا خوراكي تموم ميشد ميرفت توي قفسش و خودم را ميكشتم هم روي دستم نمي آمد.
    خلاصه در اين گير و دار با دوستان خوبي مثل آقاي آژيده ، آقاي سرمدي و آقاي ايلخاني آشنا شدم و دور از حق و انصاف نباشه كلي چيز ازشون ياد گرفتم و به خاطر همين ازشون سپاسگذارم .
    اين هم عكس پاني ،اون موقع زياد تو نخ عكس گرفتن نبودم........

    [IMG][/IMG]


    ویرایش توسط Shikra : 29th April 2011 در ساعت 02:42 PM دلیل: آپولد مجدد عکسها

  3. #3
    کاربر ثابت

    محل سکونت
    شرق تهران
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    198
    میانگین پست در روز
    0.39
    تعداد ارسال ها
    1,066
    سلام
    واقعا عالي بود.من از سارگپه ها و دليجه خيلي خوشم اومده.
    ميتونم بپرسم رشتتون چيه؟
    ممنون

  4. #4
    کاربر ثابت

    محل سکونت
    شرق تهران
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    198
    میانگین پست در روز
    0.39
    تعداد ارسال ها
    1,066
    پرنده خونگياتونم خيلي خوشگلن.
    اصلا فكر نميكردم قناري دوست داشته باشيد.
    اين حلقه پاي قناريتونو خودتون انداختيد؟
    ممنون

  5. #5
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013
    خلاصه ماجرا اينكه پاني را بخشيدم به يكي از دوستاني كه توي كار پرورش كاكتيل بود چون به درد هيچ كار ديگه اي نمي خورد يعني هم خودش اذيت ميشد هم من ... سرم كلاه رفته بود و اون پتي نبود كه من دنبالش ميگشتم ... البته يك خوبي داشت و باعث شد به فكر بيفتم كه اطلاعاتم را در مورد طوطي ها زياد كنم و به خودم قول دادم تا وقتي در مورد همه طوطي ها اطلاعات خوبي كسب نكردم ديگه اين اجازه را به خودم ندم كه از يك طوطي نگهداري كنم و به شدت مشغول مطالعه شدم.
    پاني هم يك جفت خوب براي خودش انتخاب كرد و من هر از چندگاهي ميرفتم بهش سر ميزدم ، اونجا پيش همسرش خيلي شاد و خوشحال بود ، وقتي اولين جوجه هاش به دنيا آمدن رفتم ديدمشون خيلي بانمك و خوشگل بودن.


    كاتيل ها شري (Sheri) و گردو :*
    بعد از چند ماه يك جوجه كاكتيل سرنگي گرفتم ..... يك كاتيل نرمال گري خوشگل ... خيلي باهم جور بوديم اسمش شري بود ،

    [IMG][/IMG]

    [IMG]
    [/IMG]


    بعد هم يك كاكتيل لوتينو به اسم گردو.... :smile (77):





    گردو اين استندي را كه از شاخه درخت براش ساخته بودم را خيلي دوست داشت :smile (142):

    [IMG]
    [/IMG]


    [IMG]
    [/IMG]


    اختلاف سن شري و گردو خيلي زياد بود، گردو يك كاكتيل رام ، نر، بالغ و مست بود و شري جوان و اصلا مستي سرش نميشد ، اولش با هم خوب بودن و دوتاشون با هم مثل تخربيچي ها هر چي روي ميزم بود را تخريب ميكردند.


    [IMG]
    [/IMG]



    ولي بعد از يك مدت گردو حسابي شري را اذيت ميكرد ... گردو نياز به جفت داشت براي همين با يك كاكتيل ماده بالغ وايت فيس جفت شد، شري هم كه فكر ميكرديم ماده است بعد از يك مدتي نر از آب درآمد، كليه نشانه هاي ماده بودن از بين رفت و معلوم شد كه حيوون نر است.

    اين هم عكس گردو و عكس همسرش.


    [IMG]
    [/IMG]

    ویرایش توسط Shikra : 29th April 2011 در ساعت 02:49 PM دلیل: آپلود مجدد عکس ها

  6. #6
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013
    ملنگوي آبي ماني :
    يك طوطي ملنگوي سرنگي آبي هم گرفتم .... هنگام خريد آقاي آژيده بهم تذكر داد كه جوجه سرنگي ريسك مردن اش زياده با همه اين اوضاع من گرفتمش ..... كه متاسفانه به علت بيماري قارچي جوجه طوطي ها مرد و از دست دادمش .... دو ماه داشتمش ... يك ماه به مريضي گذشت ... دكتر بردم و كلي هم خرج دوا و درمانش كردم ... دوام نياورد و مرد.

    [IMG][/IMG]


    [
    IMG][/IMG]




    :smile (110):
    ویرایش توسط Shikra : 29th April 2011 در ساعت 02:55 PM

  7. #7
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013

    شاه طوطي هاي سرنگي

    شاه طوطي هاي خوشگلم ناوال1، باقالي و ناوال 2 :*

    من سه تا تجربه ديگه در مورد جوجه شاه طوطي سرنگي داشتم.
    يكيش – ناوال 1- به سرنوشت ماني دچار شد و مرد :smile (110):


    دومي بزرگ شد – اسمش باقالي بود- كه دادمش به دوست خوبم آقاي آژيده *(از اول هم مال نبود من فقط بزرگش كردم )*

    اين آخري را خودم خريدم و ديگه ميخواستم براي خودن نگهش دارم

    [IMG]
    [/IMG]

    اين جوجه بزرگ شد .... ديگه توضيح نميدم فكر كنم عكس ها خودش گوياي مراحل سني اين جوجه زيبا باشه .... به عكس هاي اولش نگاه نكنيد كه كثيفه ها ... بچه ام اولش خيلي هپلي بود ... بعد كه بزرگ شد .... براي خودش آقايي شد..... ناوال را به يكي از دوستانم دادم كه به تازگي پدرش فوت كرده بود و وجود ناوال توي خونشون تونست لبخند را به لبهاي دوستم بر گردونه . ناوال يك همبازي هم داشت يك جوجه قمري بيچاره كه توي خيابان پيداش كردم و وقتي بزرگ شد پرش دادم رفت.

    [IMG]
    [/IMG]

    بعد از سرنگ ديگه با قاشق كوچيك غذا ميخورد



    هر وقت غذا ميخورد و چينه دونش پر ميشد ... شاد و شنگول ميزد و آواز ميخوند براي خودش با اون صداي نخراشيده اش كه البته از نظر خودش خيلي هم خوش صدا بود .....

    [IMG]
    [/IMG]


    به درس و مشق هم علاقه خاصي داشت البته به خراب كردنش بيشتر ... :smile (142):


    [IMG]
    [/IMG]

    و اين قمري هم همبازيش شده بود .....

    [IMG][/IMG]

    :smile (142):

    ویرایش توسط Shikra : 29th April 2011 در ساعت 03:08 PM

  8. #8
    کاربر ثابت

    محل سکونت
    شرق تهران
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    198
    میانگین پست در روز
    0.39
    تعداد ارسال ها
    1,066
    واقعا ككاتيلاتون عالين.ملنگو هم حرف نداره.ديگه ملنگو آبي خيلي كمه؟من تا حالا نديديم.نميدونيد كجا داره؟
    ممنون
    واقعا كارتون حرف نداره.خيلي كار بلديد.

  9. #9
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013

    شاه طوطي خوشگلم : شاه پسر :*

    شاه طوطي خوشگلم : شاه پسر :*

    يك مدت هم از يك شاه طوطي بالغ نگهداري ميكردم.... اين شاه طوطي قرار بود امانت پيش من باشه ولي مدت ماندگاريش بيشتر شد.... بهترين طوطي بود كه داشتم.... اسمش شاه پسر بود ، حدودا سه ساله بود كه به دست من رسيد ... برخلاف تصورم بسيار خوش استعداد بود من فكر ميكردم كه اصلا تربيت نشه ولي خيلي خوب رام و تربيت شد ....
    وقتي آمد پيش من خيلي بي رنگ و ر و بود چون در جاي كم نوري نگهداري ميشد.

    [IMG]
    [/IMG]

    من براش نخ سبزيجات درست ميكردم و شاه پسر عاشقش بود

    [IMG]
    [/IMG]


    [IMG]
    [/IMG]

    امكان نداشت بدون اجازه كاري را انجام بده .... تا بهش ميگفتم شب به خير شاه پسر ميرفت توي قفسش ....

    عاشق خرابكاري بود و وقتي داشت چيزي را خراب ميكرد و من سر ميرسيدم يه جوري نگاه ميكرد كه انگار هيچ كار بدي نمي كرده و يك ادايي برام در مياورد و خود ش را يه جوري كج و كوله ميكرد كه خنده ام ميگرفت و نمي تونستم دعواش كنم اون هم اين را خوب مي دونست


    [IMG]
    [/IMG]


    [IMG]
    [/IMG]

    با اجازتون پرهاي اين طوطي را كوتاه نكردم...بر خلاف تمام قانون هايي كه براي كوتاه كردن پر طوطي ميگن ... البته من ريسك ماجرا را پذيرفته بودم يعني مي دونستم كه با كوتاه نكردن بالش ممكنه دوتا اتفاق براش بيفته : يا از در و پنجره خونه پر بزنه و بره بيرون يا اينكه خودش را بكوبه به در و ديوار و آسيب ببينه.
    پس فردا نريد بگيد شيكرا گفته كه نبايد پر طوطي تون را كوتاه كنيد...... خير....... من خودم به هم توصيه ميكنم كه پرهاي پرنده تون را كوتاه كنيد ........ به هيچ كس هم توصيه نمي كنم كه اين كار من را انجام بده مگر اينكه ريسك ماجرا را بپذيره ...در ضمن پرهاي اين حيوون به قدري زيبا و قشنگ بود كه اصلا دلم نميامد كوتاهش كنم حالا توي عكس خودتون متوجه ميشيد كه تمام ابهت شاه طوطي به پرهاي زيبا و كاملش هست.
    من دلم ميخواست تجربه كنم و پرواز كردن را بهش ياد بدم .... هر چند كه اوايل تيك اف و لنديگ را بلد نبود ولي خيلي خوب ياد گرفت ....خيلي قشنگ پرواز ميكرد و برخلاف تصوري كه از تيز پروازيشون داشتم به خوبي پروازش را كنترل ميكرد... تا بهش ميگفتم شاه بسر بپر .... مي پريد و امكان نداشت كه بدون اجازه من بپره ...از صبح تا عصر توي قفس بود و عصري كه از سر كار برميگشتم تا شب بيرون مياوردمش (البته ناگفته نماند كه خانه ما بزرگه به حدي كه براي پرواز كردن در سالن پذيرايي و سالن نشيمن به اندازه كافي فضاي پرواز داشت )

    [IMG]
    [/IMG]


    براي همين من معتقدم كه طوطي ها و كلا همه حيوانات ماشين نيستند كه بگي دو دو تا چهار ... هيچ وقت نيمشه يك تجربه شخصي را به شكل قانون براي همه طوطي ها تعميم داد .
    خانه ما آفتابگير است بعد از يك مدت رنگ اش كاملا عوض شد به عكس زير نگاه كنيد و به من حق بديد كه دلم نياد پرهاي خوشگلش را كوتاه كنم ... يك گلدان بزرگ بنجامين توي اتاقم دارم كه عاشق اش بود ....

    [IMG]
    [/IMG]

    شاه پسر يك جنتلمن واقعي بود ...تمام حركات و رفتارش با آرامش خاصي همراه بود.... هيچ وقت براي خوراكي حريص نبود ...


    [IMG]
    [/IMG]



    بعد از چند ماه دوستم كه اين حيوون را به من سپرده بود از سفر آمد و شاه پسرم را برد اون شبي كه رفت كلي گريه كردم و الان فكر مي كنيد شاه پسرم در حالي است .... براش يك گل دختر پيدا كرديم به اسم عقيق خانم .........
    اين هم عكس شاه پسرم و عقيق در كنار هم :

    [IMG]
    [/IMG]

    :smile (88):

    باورتون نميشه كه با هم جفت خوردن ... عقيق هم يك شاه طوطي ماده دستي بود .... اين هم بر خلاف تمام تصور من از چيزهاي رايجي است كه در مورد جفت خوردن طوطي ها ميگن .... به هر حال الان با هم خوب هستند.... من باز هم بيشتر به اين نتيجه رسيدم كه قانون ها مطلق نيستند .... وقتي داريم در مورد حيوانات و موجودات زنده حرف بزنيم هيچ چيزي صد در صدي نيست ... هيچ چيز .....
    ویرایش توسط Shikra : 29th April 2011 در ساعت 03:22 PM دلیل: آپلود مجدد عکس ها

  10. #10
    کاربر ثابت

    تخصص
    ............................
    محل سکونت
    تهران
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    9
    میانگین پست در روز
    0.36
    تعداد ارسال ها
    1,013

    تيمنه خوشگلم : آيرا

    تيمنه خوشگلم : آيرا


    آيرا طوطي بود كه هميشه آرزوي داشتنش را داشتم .... بالاخره بعد از دوسال دل به دريا زدم و يك تيمنه چشم طوسي تيره خريدم .... امسال تابستان .... كه متاسفانه تجربه خوشايندي نبود...
    خيلي سريع ظرف يك هفته رام شد و از قار افتاد..... در هفته دوم از دست دانه ميگرفت و ميذاشت كه نوكش را لمس كرده و كنار منقارش را نوازش كنم ... از اونجا كه موقع غذا دادن به اسم صداش ميكردم بعد از بيست روز، وقتي صداش ميكردم با يك سوت كوتاه پاسخ ميداد.... متاسفانه روز بيست و پنجم علائم عجيبي از خودش نشون داد .... بلافاصله بردم دكتر و مشخص شد كه ناقل بيماري شبه ويروسي بوده كه امسال بسيار شايع شد، به زور آمپول و غذا دادن با سرنگ 15 روز دوام آورد... بعد هم مرد... دكتر بهم گفت كه بايد كل اتاقم و قفس و تمام ابزاري را كه طوطي باهاش تماس داشته را ضد عفوني كنم ...حتي تمام دانه هاي باقي مانده در معرض هوايي كه اين حيوان توش نفس كشيده را بريزم دور و تا يكماه كاملا قرنطينه باشم و هيچ موجود زنده اي را به خانه نيارم تا آثارش كامل از بين بره ... گفت كه عامل اين بيماري تا سه ماه مي تونه در بدن موجود زنده باقي بمونه

    :smile (110): :smile (110): :smile (110): :smile (110):


    [IMG]
    [/IMG]


    بعد از آيرا ديگه خيلي ناراحت و دپرس بودم ... يك ماه كه گذشت يكي از دوستان خوبم كه عضو اين سايت هم هست ميخواست بره مسافرت و تيمنه دوست داشتني اش را سپرد به من ... اين دوست خوب واقعا به من اعتماد كرد .... مي دونست كه طوطيم مرده و ماجراي قرنطينه را هم ميدانست با اين حال تيمنه اش كه بيشتر از 200 كلمه و جمله را تكرار ميكنه ، سپرد به من و رفت مسافرت....

    تيمنه باهوش دوستم : كاكا

    [IMG]
    [/IMG]


    اسم اين طوطي قشنگ كاكا بود... باهوش ترين و دوست داشتني ترين تيمنه اي بود كه من ديدم، كلمات را به شكل بسيار هوشمندانه تكرار ميكرد و خواسته اش را ميگفت .... من اصلا نمي تونم توصيف كنم كه كاكا چه قدر با هوش و فهميده بود... جملات طولاني را كامل ادا ميكرد، شعر يك توپ دارم قلقليه را ميخوند... جالب تر از همه اينكه كلمات را با لحن ها و آهنگ هاي مختلف تكرار ميكرد مثلا با سه آهنگ مختلف ميگفت:" سلام ، كاكا جون ، قربونت برم، دوستت دارم ...." وقتي يه كاري ميگرد كه اشتباه بود و ميكرديمش توي قفس ميگفت : "حالا چي كار كنم ...؟ "و همين حرفش باعث ميشد كه بياريمش بيرون ....هر خوراكي كه دست كسي ميديد ميگفت:" بيا .... بيا من ...بيا ...." صد دفعه ميگفت بيا و اگر بهش نميدادي دست بردار نبود سوزنش روي بيا گير ميكرد بايد يه كوچولو هم كه شده بهش ميدادي..... اصلا تخمه دوست نداشت ..عاشق تخم هندوانه بود خلاصه بودن كاكا باعث شد كه غم از دست دادن آيرا را فراموش كنم.
    از صبح كه پا ميشد تا شب يك سره حرف ميزد... سر همه را حسابي گرم مي كرد همه دوستش داشتند .الان هم هر وقت هندوانه ميخوريم يادش ميكنيم ... :smile (56):

    [IMG]
    [/IMG]

    ویرایش توسط Shikra : 3rd May 2011 در ساعت 10:40 AM دلیل: آپلود مجدد عکس ها

صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی گربه های خانگی shikra
    توسط Shikra در انجمن معرفی گربه های خانگی اعضا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1st September 2012, 08:15 AM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی : کیف لپ تاپ