فروش غذا و لوازم حیوانات خانگی و طوطی سانان فروش نور حرفه ای آکواریوم

تشکر تشکر:  215
لایک لایک:  111
مخالفت مخالفت:  0
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 46
  1. #21
    همکار قدیمی

    تخصص
    کارمند
    محل سکونت
    تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    عروس هلندی و مرغ عشق
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    شماره عضویت
    5168
    میانگین پست در روز
    2.75
    تعداد ارسال ها
    6,284
    غذای menu مخصوص کاسکو و طوطی
    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza.alpnia نمایش پست ها
    ممنونم جناب اسکندری.بله واقعا زیبا هستن.فقط اسم اون جفت که زرد و زعفرانی رنگ هستن رو نمیدونم اصلا.
    البته برای خرید عروس سر اون قولی که به شما دادم هستم و حتما مزاحمتون میشم.

    فکرمیکنم کانورها منظورتونه.

    ارسال شده از huawei g525-u00 با استفاده از تپاتالک 2

  2. #22
    کاربر موثر

    تخصص
    آزاد
    محل سکونت
    اهواز
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    شاه طوطی
    تاریخ عضویت
    Jun 2013
    شماره عضویت
    12579
    میانگین پست در روز
    0.16
    تعداد ارسال ها
    265
    انشاالله همیشه دورتون شلوغ باشه. پرنده های خوشکلی داری./ خوش به حالتون که مثل ما محدویت نداری

  3. #23
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima_ir نمایش پست ها
    انشاالله همیشه دورتون شلوغ باشه. پرنده های خوشکلی داری./ خوش به حالتون که مثل ما محدویت نداری
    ممنون.اینا اونجا تو مغازه که بودن چرت میزدن همش.تا دو روز اومدن خونه ما و بهشون با مخلوط آجیل و میوه و تخم بلدرچین رسیدگی کردم سر حال شدن و شروع کردن به جشن و سرور.یه سروصدایی راه افتاد همسایه ها شاکی شدن. مجبور شدم بفرستم روستا.اون کانورها(زرد و زعفرانی)هم دادمش به صاحبش.صداش وحشتناک بود.البته رام بود.ولی باید همش باهاش بازی می کردم که وقت نداشتم.
    عروس ماده رو هم دادمش به صاحبش.نر رو برداشتم برای خودم.همون کچله.اسمش رو میزارم هپی.اسمی که همکلاسیام رو من میزارن.نظرتون چیه؟
    و یک جفت نرگسی خریدم که فعلا ساکت شدن.به زودی ازشون عکس میگیرم و میزارم اینجا

  4. #24
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    نقل قول نوشته اصلی توسط اسکندری نمایش پست ها
    فکرمیکنم کانورها منظورتونه.

    ارسال شده از huawei g525-u00 با استفاده از تپاتالک 2
    ممنونم جناب اسکندری.امروز سرچ کردم و دیدم مثل همیشه درست فرمودید.کنور یا کانور نوشته بودن.البته این رنگ رو نوشته بودن کانور خورشیدی یا سان کانور
    متاسفانه این پرنده نیاز شدیدی به توجه داشت و نرو ماده مدام پشت سر هم جیغ میکشیدن و باعث اذیت همسایه ها شدن.البته نر آواز میخوند اما صداش خیلی بلند بود..مجبور شدم پس بدم.البته وقتی برگردوندم مغازه صاحب مغازه از اینکه اینها اینقدر سرحال شدن تعجب کرد.یه فنچ نرگسی هم همینطوری داد بهم.منم مجبور شدم یکی دیگه بخرم که جفت باشن

  5. #25
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    متاسفانه مجبور شدم عروس ماده رو پس بدم.چون همش درگیر بودن و اضطراب داشتن. و فعلا امکان داشتن 2قفس هم وجود نداشت.این هم عکس نرگسی ها و 2تا فنچ زبرای نر.رابطه ی خوبی دارن با هم.تا ببینیم بعد چی میشه.مثل اینکه سفیده نره و رنگی ماده.فقط سفیده میخونه.اما شکل نوک و حلقه ی دور چشم و رنگ نوک و پا که یکیه
    الان هپی خان یکم آروم تره.البته با اون توپه مشغوله بازیه و مدام تو قفس با سر این طرف و اون طرف میبرتش.یه صداهایی هم داره از خودش در میاره.









  6. #26
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    چند روزیه که شاهد لونه سازی نرگسی ها و همینطور جفت گیریشون هستم.
    زبرا هارو واگذار کردم دوستام.چون خونمون پر رفت و آمده و اینها هم خیلی پر استرس هستن و بهشون خوش نمیگذره.
    نرگسی به نظرم خیلی سازگارتره و خیلی هم آروم تره.آواز قشنگی داره.خیلی هم کم سر و صداست.از لحاظ زیبایی هم چیزی کم ندارن
    خیلی باهوشه.هیچ حساسیتی به جابجایی نشون نداده و حتی وقتی دست تو قفس میبرم هم فقط تماشا میکنه.
    بر خلاف زبرا خیلی باهوشه.اوایل که آوردمشون شب ها میاوردمشون داخل و صبح بیرون تا دوباره هوا تاریک بشه.بعد چند روز متوجه شدم اگه صبح بیرون نبرم شروع به بی قراری می کنه و مدام از میله های قفس آویزون میشه ولی وقتی میبرم بیرون شروع می کنه به خوندن.همین اتفاق شب می افته و باید میبردمش داخل.
    چند روزیه به جای این کار با پارچه روی قفس رو می پوشونم و اینها هم می خوابن.دیگه دارن به پارکینگ عادت می کنن
    قبل از جفت گیری هم پرنده ی نر خیلی جالب میرقصه و ماده هم همینطور و دمش رو تکون میده که برام خیلی جذاب بود.
    حرکات عاشقونه جالبی دارن.به قولی حرکات موزون اجرا می کنن
    فوق العاده به آب و نظافت علاقه دارن و هروقت آب گذاشتم خودشون رو توش شستن.
    غذا زیاد میخورن ولی کم پرت می کنن.به سیب علاقه ای نشون ندادن ولی شدیدا سبزی و حشرات رو دوس دارن.چند بار دیدم مگس که اطافشون پرواز می کرد بی حرکت می شدن و تا مگس میرسید جلوی دهنشون با یه حرکت شکارشون می کردن.به تخم مرغ هم علاقه دارن.همینطور خیار
    بر خلاف زبرا کم سروصداست و بیخود جیک جیک نمی کنه.اما به پر جنب و جوشی زبرا نیست.
    از نکته های مثبت دیگش اینه که با همه چیز کنار میاد و زیاد هم به سرما حساس نیست.
    فعلا لونه مرغ عشق رو براشون گذاشتم که انگار باهاش مشکلی ندارن.و مدام تو لوه هستن.یه لونه هم ساختم که هنوز نذاشتم تو قفس
    یه جفت جدید هم 2روزه آوردم ولی انگار هر دو ماده هستن.اگه تا امشب هیچ کدوم نخوندن عوضشون می کنم.چون یکی دو روز همه جارو آنالیز میکنن بعد شروع به فعالیت عادیشون می کنن
    وقتی لونه گذاشتم هم خیلی با احتیاط داخلش رو نگاه می کردن و بعد پذیرفتنش و رفتن داخلش.تا چند روز پنبه دونه رو تمیز میکردن و اضافه هارو ریختن بیرون.کف لونه رو با پنبه خالص مثل موکت درست کردن
    در کل تجربه ی جالبیه

  7. #27
    کاربر ساده

    تخصص
    فعلا درس
    محل سکونت
    karaj
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فعلا هیچ تا بعد
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضویت
    16021
    میانگین پست در روز
    0.02
    تعداد ارسال ها
    27
    حاجي چقدر با علاقه تعريف ميكني! دمت خدايي !
    ايشالله بيشتر بشن!!! منتظر عكس هاي جديد هستيم!‌راستي سالنت چي شد؟

  8. #28
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    نقل قول نوشته اصلی توسط badsajad نمایش پست ها
    حاجي چقدر با علاقه تعريف ميكني! دمت خدايي !
    ايشالله بيشتر بشن!!! منتظر عكس هاي جديد هستيم!‌راستي سالنت چي شد؟
    ممنون عزیز.ایشالله.

    آخه واقعا پرنده ی جالبیه.تو این مدت زیاد پرنده دستم رسید که همشو فرستادم خونه فامیل و آشنا
    3تا مرغ عشق داشتم ولی واقعا پر سروصدا بودن.البته تونستم یکیشو دستی و رام کنم ولی یه روز که نبودم خانواده گذاشتنش تو قفس دوباره شد مثل روز قبل.یکی که اسهال داشت تونستم درمانش کنم.ولی دادمش به دوستم چون خیلی جیغ می کشیدن و هنوز جفت نخورده بودن و زیاد رسیدگی می طلبید
    اما اینها از روزی که اومدن کم سروصدا و آروم بودن.خیلی زود جور شدن باهم و آوازشون هم برای خانوادم که مخالف نگه داریشون بودن جالب بود.خوبیشون اینه که هر مشکلی داشته باشن سروصدا می کنن و سریع میشه فهمید.اینقدر عادت دارن بهمون که حتی وقتی دارم قفس رو جابجا می کنم نره همینطور آواز میخونه و ماده هم تو لونه راحت نشسته.واسه اونایی که پرنده کم دردسر و آروم می خوان این یکی عالیه.
    سالن هم که کنسل شد.اون باغ رو فعلا سیفی جات کاشتم و پر از درختش کردم و سعی کردم همه ی میوه هارو توش داشته باشم..سالنش هنوز نصفه کاره مونده.آخه خواستم برق بیارم گفتن باید تیر برق بخری و ازین برنامه ها.مجموعا 20 میلیون میشه که واقعا نمیارزه.همسایه ها هم که منتظر بودن من برم تیر برق بخرم که اونا استفاده کنن.حاضر نبودن پول بدن.دیدم اینطوره لوله پمپ آبشون که به عنوان کمک گذاشته بودم تو چاه باغم رو انداختم بیرون.قضیه اینه که محبت که از حد بگذرد نادان خیال بد کند.دور باغ رو هم تا 3 متر دیوار کردم.اون مقداری هم که بخشیده بودم واسه کوچه ی منتهی به باغ رو دوباره به باغ اضافه کردم که متوجه باشن اونی که محبت می کنه از سادگی نیس.حالا پول دستم بیاد یه زمین دیگه بخرم یا اینو جابجا کنم شاید دوباره رفتم پی سالن شخصی

  9. #29
    کاربر ساده

    تخصص
    فعلا درس
    محل سکونت
    karaj
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فعلا هیچ تا بعد
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضویت
    16021
    میانگین پست در روز
    0.02
    تعداد ارسال ها
    27
    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza.alpnia نمایش پست ها
    ممنون عزیز.ایشالله.

    آخه واقعا پرنده ی جالبیه.تو این مدت زیاد پرنده دستم رسید که همشو فرستادم خونه فامیل و آشنا
    3تا مرغ عشق داشتم ولی واقعا پر سروصدا بودن.البته تونستم یکیشو دستی و رام کنم ولی یه روز که نبودم خانواده گذاشتنش تو قفس دوباره شد مثل روز قبل.یکی که اسهال داشت تونستم درمانش کنم.ولی دادمش به دوستم چون خیلی جیغ می کشیدن و هنوز جفت نخورده بودن و زیاد رسیدگی می طلبید
    اما اینها از روزی که اومدن کم سروصدا و آروم بودن.خیلی زود جور شدن باهم و آوازشون هم برای خانوادم که مخالف نگه داریشون بودن جالب بود.خوبیشون اینه که هر مشکلی داشته باشن سروصدا می کنن و سریع میشه فهمید.اینقدر عادت دارن بهمون که حتی وقتی دارم قفس رو جابجا می کنم نره همینطور آواز میخونه و ماده هم تو لونه راحت نشسته.واسه اونایی که پرنده کم دردسر و آروم می خوان این یکی عالیه.
    سالن هم که کنسل شد.اون باغ رو فعلا سیفی جات کاشتم و پر از درختش کردم و سعی کردم همه ی میوه هارو توش داشته باشم..سالنش هنوز نصفه کاره مونده.آخه خواستم برق بیارم گفتن باید تیر برق بخری و ازین برنامه ها.مجموعا 20 میلیون میشه که واقعا نمیارزه.همسایه ها هم که منتظر بودن من برم تیر برق بخرم که اونا استفاده کنن.حاضر نبودن پول بدن.دیدم اینطوره لوله پمپ آبشون که به عنوان کمک گذاشته بودم تو چاه باغم رو انداختم بیرون.قضیه اینه که محبت که از حد بگذرد نادان خیال بد کند.دور باغ رو هم تا 3 متر دیوار کردم.اون مقداری هم که بخشیده بودم واسه کوچه ی منتهی به باغ رو دوباره به باغ اضافه کردم که متوجه باشن اونی که محبت می کنه از سادگی نیس.حالا پول دستم بیاد یه زمین دیگه بخرم یا اینو جابجا کنم شاید دوباره رفتم پی سالن شخصی
    ديدي حاجي ميگم چه با علاقه تعريف ميكني!!!
    براي اين جور كارا هم فك كنم ب غير از پول بايد يه 1تني اعصاب كنار بزاري خدايي!
    ايشالله كه هرچه زودتر درست كني ما ببينيم لذت ببريم!!!
    همچنان منتظر عكس هستيم

  10. #30
    کاربر عالی

    تخصص
    كارمند.روانشناس
    محل سکونت
    بابل و تهران
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    فنچ زبرا و نرگسی
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    15053
    میانگین پست در روز
    0.27
    تعداد ارسال ها
    388
    این عکس باجی هام که فعلا مهاجرت کردن به خونه یکی از دوستان
    اول فقط آبیه بود که اسهال داشت.خواستم بدم به مغازه دلم نیومد.چون میدونستم میمیره.در نتیجه 2تا دیگه خریدم(به چه دلیلی اینکارو کردم خودم هم نمیدونم)
    آبیه رو جدا کردم و بهش با دارو رسیدم تا خوب شد و دستی شد ولی یه روز که نبودم و برگشتم این صحنه رو دیدم.اصلا تحویلم نگرفت








    اینم وقتی دستی بود رو دستم نشسته بود



    تجربه ی جالبی بود ولی فعلا امکان تکرارش وجود نداره

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی : کیف لپ تاپ