فروش غذا و لوازم حیوانات خانگی و طوطی سانان فروش نور حرفه ای آکواریوم

تشکر تشکر:  618
لایک لایک:  727
مخالفت مخالفت:  0
صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 9171819
نمایش نتایج: از 181 به 183 از 183
  1. #181
    مدیــر کـــل سایت

    تخصص
    ...
    محل سکونت
    رشت
    جنسیت کاربر
    زن
    نوع حیوان خانگی
    کاسکو و ملنگو
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    11
    میانگین پست در روز
    1.62
    تعداد ارسال ها
    4,560
    غذای menu مخصوص کاسکو و طوطی
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانه نمایش پست ها

    سلام دوستم

    وراجي عشقم رو ديدي؟ تازه اين يه كمش بود. تازگي ها ياد گرفته اسم برادر زاده ام رو صدا ميكنه. تا ميبينتش شروع ميكنه ميگه مهشيد. انقدر هم بامزه شين رو ميگه كه دلم ميخواد لهش كنم

    كلاغه همه ي عشق من بود و هست

    يه بار يكي از اقوام اومده بود خونمون.هي سر به سر كلاغه ميگذاشت و اذيتش ميكرد. گفتم نكن بچه ام رو اذيت ميشه. گفت تو اذيتش ميكني كه زندانيش كردي. گفتم من زندانيش نكردم. كلاغه به ميل خودش مونده. هرموقع دوست داشت ميتونه بره

    اگه واقعا كلاغه به ميل خودش رفته هيچ اشكالي نداره. من هرجور كه خودش راحت تره و خوشحاله راضي ام
    مهرانه منم همش همینو به خودم میگم که جوجو که رفت من لیاقتشو نداشتم . اصلا نمیخوام جلوتو بگیرم و بگم نه اینجوری نیست چون خودم بدترم

    کلاغ با طوطی فرق میکنه اما این حرف فامیلتون منو یاد حرف استاد یوگا م انداخت . قبلا برای پرکنی جوجو و اینکه چجوری حساسیت خودم رو به این مسئله کم کنم خیلی کمکم کرده بود . همش به من میگفت اینقدر وابسته نباش یا میگفت آزادش کن تو محدودش کردی ولی من که نمیتونستم از جوجو جدا شم تنها کاری که تونستم بکنم این بود حساسیتم به پرکنیش رو کم کنم و بذارم راحت باشه . وقتی جوجو مرد و عکساشو تو فیــس بوک و خبر مرگش رو دید . فهمید چقدر باید داغون شده باشم . شروع کرد به گذاشتن مطالبی راجع به دوست داشتن .. (که البته برای هرکسی قابل قبول نیست .من هم فقط قبول دارم تا حالا نتونستم اجراش کنم ) تو یکی از مطالبش گفت دوست عزیز من وقتی طوطی رو تو خونه حبس کردی دلیلش این نیست که دوستش داری ، دلیلش اینه که تو علاقه خودت به اون رو دوست داری . از این وابستگی و دوست داشتن خوشت میاد برای همین نمیخوای آزادش بذاری برای همین محدودش میکنی.طوطی جاش تو خونه نیست باید پرواز کنه ... حرفش جالب بود اما وقتی طوطی ها تو اسارت هستن همه نمیتونن شرایط خوبی براش فراهم کنن اگه دست یکی از ماها نباشن دست فروشنده ها هستن که.. واقعا دلم براشون میسوزه . وقتی میتونن تو طبیعت باشن و زندگی و مرگ طبیعی داشته باشن باید دست ما محدود بشن و به خاطر اشتباهان ما بمیرن .
    پرسیدن سوال در پیام خصوصی ممنوع می باشد


  2. #182
    همکار قدیمی (معاون انجمن باجریگار)

    تخصص
    مسئول IT و دستیار آزمایشگاه
    محل سکونت
    اصفهان،خوزستان
    جنسیت کاربر
    زن
    نوع حیوان خانگی
    بلبل خرما،ملنگو،مرغ عشق،یاکریم،خرگوش،ماهی،لاک پشت
    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    شماره عضویت
    10862
    میانگین پست در روز
    0.62
    تعداد ارسال ها
    1,131
    نقل قول نوشته اصلی توسط sepideh نمایش پست ها
    مهرانه منم همش همینو به خودم میگم که جوجو که رفت من لیاقتشو نداشتم . اصلا نمیخوام جلوتو بگیرم و بگم نه اینجوری نیست چون خودم بدترم

    کلاغ با طوطی فرق میکنه اما این حرف فامیلتون منو یاد حرف استاد یوگا م انداخت . قبلا برای پرکنی جوجو و اینکه چجوری حساسیت خودم رو به این مسئله کم کنم خیلی کمکم کرده بود . همش به من میگفت اینقدر وابسته نباش یا میگفت آزادش کن تو محدودش کردی ولی من که نمیتونستم از جوجو جدا شم تنها کاری که تونستم بکنم این بود حساسیتم به پرکنیش رو کم کنم و بذارم راحت باشه . وقتی جوجو مرد و عکساشو تو فیــس بوک و خبر مرگش رو دید . فهمید چقدر باید داغون شده باشم . شروع کرد به گذاشتن مطالبی راجع به دوست داشتن .. (که البته برای هرکسی قابل قبول نیست .من هم فقط قبول دارم تا حالا نتونستم اجراش کنم ) تو یکی از مطالبش گفت دوست عزیز من وقتی طوطی رو تو خونه حبس کردی دلیلش این نیست که دوستش داری ، دلیلش اینه که تو علاقه خودت به اون رو دوست داری . از این وابستگی و دوست داشتن خوشت میاد برای همین نمیخوای آزادش بذاری برای همین محدودش میکنی.طوطی جاش تو خونه نیست باید پرواز کنه ... حرفش جالب بود اما وقتی طوطی ها تو اسارت هستن همه نمیتونن شرایط خوبی براش فراهم کنن اگه دست یکی از ماها نباشن دست فروشنده ها هستن که.. واقعا دلم براشون میسوزه . وقتی میتونن تو طبیعت باشن و زندگی و مرگ طبیعی داشته باشن باید دست ما محدود بشن و به خاطر اشتباهان ما بمیرن .
    دقيقا همين طوره كه ميگي

    منم هربار كه عكسهاي كلاغه رو نگاه ميكنم از اينكه از زندگي طبيعيش جدا شده بود و مجبور بود تو يه خونه محبوس باشه واقعا دلگير ميشم. هزار بار خودم رو سرزنش ميكنم كه كاش وقتي بزرگ تر شده بود يه جوري آزادش ميكردم. تمام تلاشم رو هم كردم كه بتونه پرواز كردن رو ياد بگيره تا حداقل بتونه از خودش بيشتر محافظت كنه ولي نشد.هرچند از ته دلم نميخواستم از پيشم بره و تمرين هاي پرواز هم يه جورايي واسه اين بود كه عذاب وجذان خودم رو كم كنم

    الان كه رفته اصلا حس خوبي ندارم. نه به خاطر اينكه پيشم نيست فقط به خاطر اينكه نميدونم چه بلايي سرش اومده. ترسم از اينكه كه نكنه يه بچه ي شيطون گرفته باشدش و اذيتش كرده باشه. نكنه يه آدم بي فرهنگي اونو گرفته باشه و انداخته باشه تو قفس و هزار تا فكر ديگه . . .

    گاهي كارهايي ميكنيم به اسم دوستي ولي در حاليكه بدترين ظلم رو داريم در حق طرف مقابل انجام ميديم . . .

  3. #183
    کاربر کارآمد

    تخصص
    كارمند
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسیت کاربر
    مرد
    نوع حیوان خانگی
    پرندگان زینتی
    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    14720
    میانگین پست در روز
    0.54
    تعداد ارسال ها
    811
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانه نمایش پست ها
    دقيقا همين طوره كه ميگي

    منم هربار كه عكسهاي كلاغه رو نگاه ميكنم از اينكه از زندگي طبيعيش جدا شده بود و مجبور بود تو يه خونه محبوس باشه واقعا دلگير ميشم. هزار بار خودم رو سرزنش ميكنم كه كاش وقتي بزرگ تر شده بود يه جوري آزادش ميكردم. تمام تلاشم رو هم كردم كه بتونه پرواز كردن رو ياد بگيره تا حداقل بتونه از خودش بيشتر محافظت كنه ولي نشد.هرچند از ته دلم نميخواستم از پيشم بره و تمرين هاي پرواز هم يه جورايي واسه اين بود كه عذاب وجذان خودم رو كم كنم

    الان كه رفته اصلا حس خوبي ندارم. نه به خاطر اينكه پيشم نيست فقط به خاطر اينكه نميدونم چه بلايي سرش اومده. ترسم از اينكه كه نكنه يه بچه ي شيطون گرفته باشدش و اذيتش كرده باشه. نكنه يه آدم بي فرهنگي اونو گرفته باشه و انداخته باشه تو قفس و هزار تا فكر ديگه . . .

    گاهي كارهايي ميكنيم به اسم دوستي ولي در حاليكه بدترين ظلم رو داريم در حق طرف مقابل انجام ميديم . . .
    من فکر نکنم براش اتفاقی افتاده یا بیفته
    اگه من بودم میبردمش تو دل جنگلهای ابشار ویسادار (رضوانشهر گیلان) یک منطقه محافظت شده حیواناته که واقعا بهشت خدا رو زمینه رهاش میکردم تا بره پیشه هم نوعاش و اونجا تشکیله خانواده بده
    اهالیه اون محل و نگهبان هایی که داره از درختها و پرنده ها و حیوانات مراقبت میکنند
    ایکاش این مناطق زمینه کاشت ارزن و ... داشت که اینطوری پرنده های زیادیو میتونست تو دل خودش جا بده

صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 9171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی : کیف لپ تاپ