نقل قول نوشته اصلی توسط Qazale نمایش پست ها
تا ساعت دوازده شب که من بیدار بودم دستاش خشک بود ولی پاهاشو تکون میداد و ناله میکرد
بزور منو خوابندن که بیتابی نکنم ولی پدرم بالا سرش بود سعی میکرد با سینه مرغ پخته شده و له شده یا کته ماست تقویتش کنه
ساعت دو من از خواب پریدم رفتم بالاسرش هممون بودیم ضربان قلب داشت ولی نفس کشیدنش حالت سکسکه داشت
عذاب میکشیدیم با دیدنش من همش سعی داشتم با مالش گردنش و قفسه سینش حالشو بهتر کنم
اما یهو که سرمو گزاشتم رو شکمش دیگه ضربان هم نداشت
هم ما عذاب کشیدیم هم خوده حیون
فردا برای شکایت از کلینیک اقدام میکنم
اگر سایت مخصوصی داره مممنون میشم معرفی کنید
ولی خواهشا اگر از کلینیکی مطمئن نیستید حیونتونو نبردید
زبون بسته نمیتونه بگه چمه و به سرنوشت من و گربه من دچار میشه
نمیدونم چی بگم !! ناراحتی منم کم از شما نیست. خیلی خیلی متاسفم برای این بچه که میتونست به راحتی درمان بشه ولی با تشخیص نادرست ، جونشو بخاطر اشتباه انسانهای سهل انگار که هیچ مسئولیتی در قبال جان حیوانات ندارن ، از دست داد. واقعا ناراحتم.

اونجا یک بیمارستانه ولی متاسفانه تجهیزات و سواد علمیشون خیلی کمتر از چیزیه که باید باشه!
ای کاش مسافت یکساعته رو تحمل میکردید ولی به کلینیکهای معتبر مراجعه میکردید.